سارا و ثنا جانسارا و ثنا جان، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره
محمدسبحان جانمحمدسبحان جان، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

♥دوقلوهای من سارا وثنا♥و داداش کوچولوشون محمدسبحان

سارا وثنا جونم بابا بزرگ نازنینمون به خونه ابدیش رفت

دخترای نازنینم متاسفانه زندگی همیشه چیزی نیست که ما ازش انتظار داریم  همیشه چیزیای خوشایندی برامون رقم نمیزنه متاسفانه روز24/08/93شاهد از دست دادن پدر بزرگ مهربون و نازنین بودیم بابا بزرگ با یه عالمه خاطره ما رو تنها گذاشت و به خونه ی ابدیش رفت. - روحش شاد و یادش گرامی.   ...
21 دی 1393

عکسهای مربوط به 30ماهگی عروسکام

سلام و صد سلام به عروسکای ناز نازیم عرض به حضورتونن که یه ماهی هست که درگیر پوشک گیری هستم ولی متاسفانه تا الان نا موفق بودم خیلی برام عجیبه شما .پکه ماشاا... مثل بلبل دارید حرف میزنید چرا تو این زمینه باهام همکاری نمیکنید چرا؟ حالاا قراره از شنبه مامان بزرگ بیاد خونمون تا بلکه انشا... بتونیم سر بلند از این کار بیایم بیرون به امید خدا.   تولد مهدیه و حنانه     خونه ی دایی مهدی       اینجام سرزمینن عجایبه برای اولینن بار صورتتونو گریمم کردیم خیلی جیگر شدین             &nbs...
2 آبان 1393
1734 12 19 ادامه مطلب

متفرقه های 26ماهگی

سلام عشق کوچولوهای خودم  دیگه از این پس سعی میکنم  زود به زود بیام و براتون از اتفاقاتی که داره میفته حرف بزنم  پاستیلای من هزار ماشاا... خیلی نفس شدین شیرین زبونیتونم که به اوجش رسیده  چند روز پیش ثنا رفته بود بالای کابینت و تمام کتلتا رو ریخته بود زمین  از شدت عصبانیت فقط جیغ زدم ثنام در کمال آرامش  دستاش برد بالا و گفت خدایا مامان مهدیه رو شفا بده الهی آمین منو میگی در اوج عصبانیت داشتم از خنده میترکیدم یکی نیست بگه بچه این حرفا رو از کجا یاد گرفتی خلاصه که برای همه ی کاراتون جواب دارین این روزا دارم برای پمپرزتون تلاش میکنم ولی فعلا نا موفقم خدایی دوتا بچه رو از پمپرز گرفتن خیلی سخته ... این عکسا...
20 شهريور 1393

سفرمون به ساری

سلام دخترای نازنینم عروسک خوشگلای من خیلی حرفا و عکسای تازه براتون دارم که متاسفانه خیلی فرصتی ندارم که تند تند بیام و وبلاگتونو به روز کنم هفته ی پیش یه سفر 4 روزه به ساری داشتیم خیلی بهمون خوش گذشت عالی بود شما دوتا وروجکا که کلی خوش گذروندید نزدیک ویلامون یه شهربازی بود فکرشو بکنید صبح تا شب اونجا بودیم ... بریم سراغ عکساتون سارا عسلی آماده شده بره کنار دریا بازی کنه     واینم ثنا عسلی       فداتون بشم الهی...             اینجا بالای چرخ و فلک بودید    ...
20 شهريور 1393

شیرین زبونی دخمل طلاهام

سلام و صد سلام به دخترای نازنینم به عروسکای خوشگلم الهی مامان مهدیه فداتون بشه باورم نمیشه اینقدر زود دارید بزرگ میشید درسته بعضی موقعها واقعا از دستتون کم میارم ولی تا حالا نشده نا شکری کنم الان که دارم براتون می نویسم مثل دوتا فرشته کوچولو بغل هم خوابیدید منم از فرصت استفاده کردم و گفتم تا یادم نرفته بیام و کمی از شیرین زبونیاتونو بنویسم دو تا آبجی عاشق همید و این برا من و بابایی آخر نعمته خیلی خوب هوای همو دارید چند وقت پیش نمیدونم سینا چی به ثنا گفت سریع سارا واکنش نشون داد و سریع سر سینا داد زد و گفت چی گپتی هر چی باشه خواهر بزرگست دیگه یک دقیقه بزرگتر قربون بزرگیت برم من . چند وقت پیش ثنا برگشته به سارا میگه آجی گلی سارا...
1 مرداد 1393

برج میلاد(رمضان93)+متفرقه های 26ماهگی

            اینجا آماده شده بودیم بریم تولد علی وریحانه               واما یه روز خیلی خوب و به یاد موندنی خونه ی دایی مهدی بود که حسابی تو حیاطشون آب بازی کردید               یه روز خوب دیگه فان پاک هایپراستار واما بعد از کلی بپر بپر کردن و تخلیه انرژی منتظر غذایم   توت فرنگی خوشمزها امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه دیوانه وار دوستتون دارم. &...
30 تير 1393

گشت وگذار بهاری

      خونه ی آنا                           مامانی سردمههههههههههههه         اینم دمپایی هایی که آنا براتون خریده تا تو حیاط ازشون استفاده کنید   ...
28 خرداد 1393
2431 16 18 ادامه مطلب